محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

329

تحفه خانى ( فارسى )

[ 138 ] مقاله در بيان حدوث قروح و ريشها كه در بينى شود و سبب در حدوث اين ريشهاى در بينى انصباب مواد است از دماغ بمواضع حدوث اين قروح و بتحليل رفتن اجزاى لطيفه و متحجر شدن اجزاى غليظه اوست و اين فعل موجب قرحه است و اگر قرحه رطبه است به اين معنى كه ازو رطوبات عفنى مثل چرك و قيح سايل است علاج فصد قيفال است و حجامت ساقين و اخراج خون و جلّاب از عناب و شكر و تنقيه دماغ بحبّ بنفشه و يا بمطبوخ فواكه و استعمال مرهمى كه درو اسفيداج كه مراد سفيده قلعى است باشد و مردارسنگ و خبث نقره و خاكستر سرب مجموعه در ده مثقال روغن كنجد و سه مثقال موم اول موم را در روغن بايد گداخت و نيم سرد ساخته ادويه مذكور كوفته و پيخته درين موم و روغن انداخته بدسته هاون بسيار بايد ماليد تا نيك خلط شود و بايد برداشت و ازين مرهم فتيله از پنبه كهنه ساخته و برو ماليده بايد بسوراخ بينى فرستاد و هر روز دو بار يا سه بار به اين طريق مداومت بايد كرد و اگر قرحه حادث در بينى خشك باشد هر صباح جلّاب از شربت بنفشه و ترنجبين صافى از هريك ده درم به آب گرم مقدار مناسب بايد آميخت خوردن غذا ماش مقشر و نخود مقشر در بينى از روغن بنفشه ده مثقال و موم صافى يا مخ ساق بقر دو مثقال و لعاب دانه بهى نيم قاشق اول موم در روغن مذكور بايد گداخت و نيك برهم زده فتيله به آن آلوده بر موضع ماؤف بايد نهاد و اين موم روغنى است نافع از براى قرحه خشك كه در بينى حادث مىشود و اگر ريش و قرحه قديم شده باشد و به ناسور انجاميده هر روز بينى را بآبى كه درو سركه آميخته باشند